على محمدى خراسانى
421
شرح منطق مظفر (فارسى)
مخاطب در هر خطابهاى ضرورى است مخاطب كسى است كه خطاب خطيب به او القاء مىشود و آنها جمهور و مستمعين هستند كه پاى صحبت خطيب جمع شدهاند و يا كسى كه خصم خطيب است در محاوره و مكالمه و در مجلس حضور دارد كه به آنها خطاب كرده و مطالبى را بيان مىكند . امّا حاكم ؛ حاكم كسى است كه حكم و قضاوت را به عهده داشته و به نفع يا ضرر خطيب حكم مىكند و حاكميّت او يا به علّت دارا بودن يك سلطنت عامه در باب حكم و قضا است . كه يا منشأش شرع است و سلطنت شرعيّه دارد مثل حاكم شرع ، يا سلطنت مدنى دارد . . . و يا بخاطر سلطنت خاصهاى است كه وى براساس تراضى طرفين پيدا كرده كه در اصطلاح فقهى او را « قاضى تحكيم » گويند و طرفين او را حاكم قرار داده و هردو به حكم او تن درداده و به او اعتماد مىكنند ولو داراى سلطنت عمومى نباشد . 3 . نظّاره ؛ تماشاگرانى هستند كه براى تفريح ، تفرج و تماشا شركت كردهاند و كارى جز تقويت يا توهين خطيب ندارند . مثلا در جاهايى به عنوان تأييد خطيب برايش كف مىزنند ، هورا مىكشند ، سوت مىكشند و . . . برحسب عادت ، جمعيّت حركات آنها را تكرار و همراهى مىكنند يا در جايى كه بايد فرياد زده و كف بزنند و . . . سكوت مىكنند و بدينوسيله خطيب را تحقير و حرف او را لوث مىكنند و . . . مسأله نظارّه در پارهاى از محاكم و دادگاههاى غربى رايج است كه در دادگاههاى علنى وقتى متّهم حاضر شده و سخنانش را مىگويد يا وكيل مدافع او حرفهايش را مىزند حاضرين به تأييد پرداخته و گاهى سير محاكمه را تغيير مىدهند ، لذا آنها را « معدلين » گويند . نكته : وجود مخاطب در هر خطابهاى ضرورى است ولى وجود حاكم و نظاره تنها در صنف مشاجرات ضرورت دارد و در مشاورات و امثال آن لازم نيست . 13 . اصناف مخاطبات مقدمه : هدف اصلى صناعت خطابه و شخص خطيب در غالب موارد ، اثبات فضيلت يا رذيلت شىء است . مثلا دارا بودن فلان امر براى جامعه ، يك كمال و فضيلت است و يا جامعه بايد از فلان خصلت رذيله مبرّا باشد . يا اثبات سودمندى و زيان داشتن فلان امر ، كه فلان برنامه ، شيوهء اجتماعى ، اقتصادى ، به حال جامعه مفيد فايده است از حيث دنيا يا آخرت و يا زيانبار است و